السيد أحمد بن محمد كياء گيلاني
78
سراج الأنساب ( فارسى )
طالبين به محمد رضي قرار گرفت . و سيد مرتضى علم الهدى در علم زياده بر محمد رضي بود ، و مرتضى زراعت بسيار داشت ، و از مدرسه و اوقاف نيز مرسوم بسيار داشت ، و طلبه را كمتر چيزى مىداد . و محمد رضي را زراعت كمتر از او بود ، و چون به مدرسه به درس گفتن مشغول شدى طلبه را مرسوم به قاعده دادى ، و در آخر درس نيز طلبه را دعوت فرمودى و با درويشان به رفق و مدارا سلوك فرمودى . در يك روز وزير أبو محمد الهادي در خانه نشسته ، حاجب آمد و گفت : سيد مرتضى آمده است ، وزير گفت : او را به اندرون آوريد ، او را به اندرون در آوردند ، چون سيد به نزديگ رسيد وزير برخواست و بهنشست ، سيد مهمى كه داشت بهگفت ، وزير مهم او را بهساخت ، سيد برخواست كه برود ، وزير برخواست و سيد را روانه گردانيد . و چون ساعتى برآمد گفتند : محمد رضي آمده است ، وزير برخواست و تا به در سرا رفت ، و او را درآورد و در پيش او به زانوى ادب بهنشست و گفت : سيدنا به چه رنجه شده ؟ سيد گفت : كه به عذرخواهى شما آمدهام ، چون سيد عزيمت رفتن كرد ، وزير برخواست و تا بيرون سراى آمد و او را روانه كرد و باز آمد و بهنشست . حاضران به وزير عرض نمودند كه سيد مرتضى برادر بزرگتر و عالمتر است به چه جهت احترام محمد رضي را زياده بر او كردى ؟ وزير گفت : كه مرتضى آمده بود كه مهمى داشته ساخته شود ، مهم او را بر وفق خواهش او ساختيم و او را روانه كرديم . و در اين چند روز سيد رضي را فرزندى شده بود ، هرچند هديه فرستاديم قبول